تبليغاتX
به سايت گروه موسيقي رودكي خوش آمديد

به سايت گروه موسيقي رودكي خوش آمديد

گروه موسيقي رودکی

سخنرانی دکتر داریوش صفوت در تالار اندیشه ... قسمت دوم




درباره موسیقی عرفانی
قسمت دوم
...
به هر حال، اگر بگویند موسیقی ایران عرفانی نیست، که صحیح نیست، چون عرفانی است و اگر هم بگویند که دیگر لازم نیست حالا عرفانی باشد (که عده ای می گویند در شرایط جدید نسل جوان چیز دیگری می خواهد) این هم صحیح نیست. موسیقی هنری است که در شرایط مختلف به کار می رود و با هر شرایطی تطبیق می شود، در هر شرایطی موسیقی مخصوص آن شرایط لازم است. ما هیچ وقت
طرفدار این نیستیم که در تمام شرایط موسیقی عرفانی اجرا بشود و مثلاً دریک جشن عروسی موسیقی عرفانی معنی ندارد. (گفتم "جشن عروسی"، می دانید که ازدواج، سنت نبوی است و در قدیم اهمیت خاصی به امر ازدواج می دادند و در اسلام  (بخصوص) و حتی طبق سنتی که بوده می گویند کسی اگر دختر داشته و به سن ازدواج رسیده بوده است در اولین جلسه ای که با کسانی داشته، بایداعلام می کرده که اگر کسی می خواهد نامزد باشد قدم پیش بگذارد و اینقدرمراسم ازدواج مهم بوده که حتی موسیقی غنا که واقعاً حرام است در مجالس عروسی حرام نیست تا یک عالم دینی بزرگواری فرمودند که علت این است که شارع مقدس می خواسته است جوانان تشویق به ازدواج بشوند، در نتیجه حتی غنارا در مراسم عروسی جایز دانسته اند که نشاط و سرور بیشتری به جلسه بدهد و جوانان را به امر ازدواج تشویق کند.) بنابر این در یک جلسه پر از نشاط و سرور جشن ازدواج، موسیقی مخصوص به خودش لازم است و ما هیچ وقت ادعا نکردیم که در تمام شرایط باید موسیقی عرفانی اجرا بشود ولی می گوییم که این سرمایه اصلی را از دست ندهیم. حیف است، و بیاییم معیارهایش را روشن کنیم و تعیین کنیم در چه شرایطی، و به اصطلاح امروزی در چه جوی و در چه محیطی باید اجرا بشود و چگونه باید اجرا بشود. امشب می خواهیم کمی معیارهای عرفانی و ضوابط اصلی را از دست ندهیم.
حیف است، و بیاییم معیارهایش را روشن کنیم و تعیین کنیم در چه شرایطی، وبه اصطلاح امروزی در چه جوی و در چه محیطی باید اجرا بشود و چگونه بایداجرا بشود. امشب می خواهیم کمی معیار های عرفانی و ضوابط اصلی موسیقی عرفانی را مورد بحث قرار بدهیم. البته موسیقی از موسیقیدانان جدا نیست واینطور نیست که موسیقیدانی عارف نباشد ولی موسیقی ای عرفانی باشد. چنین چیزی نمی شود. " از کوزه همان برون تراود که دراوست". باید خود موسیقیدان اهل عرفان باشدو بعد بخواهد سخنرانی عرفانی بکند. نمی شود که اصلاً ازعرفان بویی برده باشد و بخواهد راجع به عرفان صحبت کند و چون درجه عارف بودن هم فرق می کند، می بینیم سخنران ها هم متفاوتند. بعضی ها وقتی که راجع به عرفان صحبت می کنند واقعاً به دل می نشیند زیرا که خودشان عمل کرده اند و از دل صحبت می کنند و هر چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.

عده ای هم هستند که بر اساس خخوانده ها و نوشته هایی، یک چیزهایی می گویند که البته زیاد به دل نمی نشیند و کسی را ارشاد نمی کند.... چون فرصت نیست، ما نمی توانیم الان در این مبحث وارد شویم. بهتر است که ازمعیار های موسیقی ایران بگوییم.
(البته صحبت های زیادی در مورد عرفان شده و حتی در تعریف عرفان کتاب نوشته شده) بنده نمی خواهم وارد جزئیات بشوم و ضمن اینکه معتقدم این همه صحبت هم ضروری نبوده، خود مولانا می گوید:
خمش خمش که اشارات عشق بوالعجب است
نهان شوند معانی ز گفتن بسیار
بنابر این این همه سخن لازم نیست. در دو کلمه میشود گفت عرفان عبارتست ازخداشناسی از طریق خودشناسی یا معرفت به نفس چنانکه حضرت ختمی مرتبت (ص)فرمودند:" من عرف نفسه فقد عرف ربه". آدمی باید خودش را بشناسد و این که خودش را چطور باید بشناسد؟ درباره خودشناسی هم تعاریف زیادی است که بعضی حتی انسان را سرگردان می کند. خودشناسی به تعریف ساده در عرفان عملی عبارتست از، در مرحله اول،شناخت معایب خویشتن و سعی در رفع آنها، این مرحله را می گویند تخلیه و تجلیه. اول خودمان را از رذایل اخلاقی خالی کنیم و هر کدام از رذایل اخلاقی را که از خودمان خارج می کنیم به جایش
فضائل اخلاقی را بیاوریم و جایگزین کنیم، که این یعنی متجلی بشویم به صفات رحمانی و این را می گویند نجلیه. پس، مرحله اول عرفان عبارتست ازتخلیه و نجلیه، که انسان روی خودش کار کند، تقوا، پرهیزکاری و چیزهای گفته شده در ارکان عرفان، آنها را در خودش به وجود بیاورد. بعد مراحل دیگر خود به خود پیش می آید. اگر کشفی است، شهودی است، مقام تسلیم است مقام رضا به معنای اعم و اخص است. چیزهای دیگر است و اینها خودش پیش می آید. اولی این است که رذائل از وجود ما پاک بشود چون که( این هم حمل برجسارت نشود) اصلاً، عرفا می گویند که خداوند وقتی فرشته را آورید، فقط دراو عقل نهاد. خشم و شهوت ندارد. در نتیجه این ، نمی تواند اصلاً مرتکب خطا بشود. حیوان را وقتی که آفرید عقل را در او نگذاشت و خشم و شهوت رادر او گذاشت. بالنتیجه او نمی تواند اصلاً کار نیکی انجام بدهد و بنابراین مسئولیتی هم ندارد. زندگی اش جبری است و تابع غرایز. و اما انسان را وقتی خدا آفرید، هم عقل در او گذاشت، هم خشم و هم شهوت. و اگرکسی بر خشم و شهوت چیره بشود، از ملک هم بالاتر می رود. برای اینکه ملک هنوز خشم و شهوت را نمی شناسد و با آن مبارزه نکرده است. بنابراین خیلی از اسرار را نمی داند. ولی آن بشری که مبارزه کرده و به آن درجه رسیده است آن اسرار را هم می داند. پس بالاتر است.
و اگر خدای ناکرده بشر سقوط کندو تسلیم خشم یا شهوت یا به اصطلاح "نفس اماره" بشود از حیوان پایین تر می رود، زیرا حیوان دیگر عقل و حساب گری وآینده نگری و و هوش و اینها را ندارد که بتواند به همجنس ها و یا همنوعان خودش یا غیر همنوع خودش بیش از آن حدی که غریزه اش حکم می کند تعدی و عدوان بکند، در حالی که بشر می تواند بالاترین درجه خطا و تعدی و عدوان را مرتکب بشود. یعنی از حیوان هم پایین تر برود...


ادامه دارد...
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1389ساعت 1:23  توسط  معدن دار 

سخنرانی دکتر داریوش صفوت در تالار اندیشه ... قسمت اول


سخنرانی دکتر داریوش صفوت در تالار اندیشه حوزه هنری از این پس قرار است مطالب ارزشمندی از فرهیخته و استاد گرانقدر موسیقی ایران ، دکتر داریوش صفوت را در اینجا بیان کنیم تا  راهگشای بسیاری از سوالات در زمینه موسیقی کلاسیک ایران باشد.

درباره موسیقی عرفانی

 قسمت اول

مبحث ما در باره معیار های موسیقی عرفانی است. بحث قاعدتا باید شامل دو قسمت باشد. یکی این که ببینیم موسیقی ایرانی اصلاً عرفانی هست، معیاری دارد یا بی معیار است.

قسمت اول یک بحث جدی است. زیرا خیلی از موسیقی دان ها و حتی نظریه دانان
بزرگ،  اصلاً منکر جنبه عرفانی موسیقی ایرانی هستند.

مثلاً استاد بزرگ معاصر( که نامش را به تکریم اینجا می بریم) مرحوم آقای
مرتضی حنانه در مقدمه کتابشان (گام های گمشده) صریحاً اظهار کرده اند که اصلاً بحث در جنبه های  عرفانی  موسیقی، بحث زایدی است.

بنابر این می بینید که اشخاص بزرگ حتی، دراین مورد تردید کرده اند و قضیه
تنها مربوط به یک یا دو نویسنده نیست.

ولی اثبات قضیه خیلی آسان است. چندین قرن موسیقی ایران دو جریان را به
خودش دیده است. یکی جریان بی اعتنایی و بی مهری مقامات و مراجع به موسیقی که حتی در دوره هایی موجب تحریم موسیقی شد، دوم استقبال شور انگیز عرفا از موسیقی که موسیقی را موثر ترین وسیله تمرکز و توجه و مراقبه و حتی کشف حقایق می دانستند و در جلسات عرفانی خود موسیقی به کار می برند و آن را " کیمیای فتوح " و این موسیقی( موسیقی اصیلی وجود داشت،) این را با مقتضیات جلسات عرفانی، حلقات ذکر و سماع خودشان منطبق کردند.

هر کس یک موسیقی را می گیرد مقتضی شرایط  کار خودش می کند. مثلاً سه گاه
را اگر در جشن عروسی بخواهند بنوازند جنبه ی نشاط انگیز و رقص را در آن وارد می کنند و همین سه گاه را در جلسه عزا می خوانند( اشعاری را می خوانند) سه گاه می خوانند، شور می خوانند ولی با سبک خودشان، در مراسم مذهبی به کار می برند با سبک مداحی.

مراسم دیگری هم هست مانند مراسم نظامی، مراسم رسمی، مراسم کار، مثلاً جشن
کار و یا جشن های روستایی که در آنها از موسیقی استفاده می کنند.

و هر قومی و هر گروهی که موسیقی را به کار می برد. مطابق مقتضیات محیط
خودش آن را تغییر می دهد. عرفا هم که موسیقی را به کار بردند جنبه عرفانی به آن دادند. اشعار عرفانی با آن خواندند. اصلاً " مثنوی خوانی" خودش یک رشته بخصوصی شد. ساقی نامه ها ، صوفی نامه ها، مغنی نامه ها، تمام اینها در موسیقی وارد شد. و اشعار حافظ و مولانا ( که بزرگان عرفان هستند) پایه موسیقی قرار گرفت. خیلی از گوشه ها، خیلی ریتم ها و وزن ها، ادوار ایقاعی موسیقی ایران اصلا از اشعار حافظ، مولانا و دیگر عرفا گرفته شد. بنابراین اصلاً این موسیقی بن مایه اش، خمیر مایه اش و سر مایه اش عرفان می باشد و عرفانی استو خوب، موسیقیدانان بزگ هم در نسل گذشته ما، و نسل های قبلی تا آنجا که می دانیم عارف بوده اند.
النتیجه تردید در این که موسیقی ایران جنبه های عرفانی دارد، تردید درستی نیست. موسیقی ما جنبه های عرفانی داردمنتها باید معیار هایش را پیدا کردو بحث کرد و در موقعی که می خواهیم موسیقی اصیل ایرانی جنبه های عرفانی داشته باشد باید آن معیار ها را به کار گیریم.

خود معیار در لغت به معنای وسیله سنجش و اندازه گیری هر چیزی است، در هر
مورد، در هر موضوعی وسیله سنجشی است در هر مورد، در هر موضوعی وسیله سنجش آن موضوع را معیار آن موضوع می گویند. معیار موسیقی عرفانی ایران یعنی قواعد و اصولی که اگر در موسیقی رعایت بشود، آنچه نواخته می شود عرفانی خواهد بود و اگر رعایت نشود عرفانی نیست. بنابراین تردید در عرفانی بودن موسیقی ایران تردید درستی نیست ولی ممکن است عده ای اصلا مخالف باشند با اینکه موسیقی ایرانی عرفانی باشد، آن یک مساله دیگری است و عقیده هم آزاداست و ما تحمیل عقیده نمی توانیم بکنیم و اگر کسانی معتقدند که موسیقی ایرانی نباید عرفانی باشد و یا در شرایط امروز، دیگر " عرفان" لازم نیست،آن بحث دیگری است، ولی بنده فکر نمی کنم باز این حرف هم منطقی باشد زیرادر شرایطی که ماشین و ماشینیزم و تمدن ظاهر پرست قرن بیستم مردم را ازدرون تهی کرده و همه دچار نوعی خلا شده اند و دارند از خود بیگانه می شوند و این همه ناهنجاری ها ی روحی و جسمی پیدا شده، در چنین شرایطی که ماشین آرامش را به هم زده و به اصطلاح تمدن آرامش بشر را از بین برده است، در چنین شرایطی اتفاقا عرفان و موسیقی عرفانی کارآیی بیشتری دارد.

در دوره های قدیم که مردم در محیط هایی آرام زندگی می کردند، هوا سالمتر
بود، غذا سالمتر بود و جنجال ترافیک نبود و ... نمی دانم رفت و آمد های طولانی مثل امروز نبود که این طور عصب خراش باشد و اعصاب را ناراحت بکند، اگر عرفان آن موقع کار آیی داشته حالا که بیشتر دارد. الان که بیشتر به آن احتیاج است.

ادامه دارد...



+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 13:27  توسط  معدن دار  |